تبليغاتX
سرسپرده حق

هوالحی

از او خواهم گفت ...

نامش ایلیا میم است و شهرتش بهترینِ صفات انسانی !

او معلم زندگی است و تعلیمش بوی خدا می دهد ، خدایی که زنده است پس تعلیمش زنده بودن است و زنده ماندن .

نامش ایلیا میم است و دوستدارانش او را رام الله می نامند چرا که جز تسلیم الهی در او سراغ ندارند و از او درس تسلیم  الهی آموخته اند .

او همان است که از جنس فراموشی نیست پس فراموش شدنی نیست به عمد یا به سهو نمی توان کلام و حضورش را فراموش کرد چرا که او از خدای زنده ای سخن می گوید که هر لحظه با توست و کلام زنده اش یادآور این حضور است .

 اگر خداونددر صحنه زندگی مان  در روزمره گی های مرگ آور ، در رکودها و سستی ها و بی توجهی و غفلت  به فراموشی سپرده شده بود از این رو بود که خداوند را دور می پنداشتیم و دست نیافتنی .او حقيقتا برايمان مفهوم حقيقي حي را نداشت  !!! اغلب ، خداوند را به کلی فراموش کرده بودیم و به دست آویز هایی مرگبار چنگ انداخته و در بی هویتی و سرگردانی مسافران مقصدی نامعلوم بودیم و به شدت  از سیر این سفر غافل  !

در تاریکی های  هزار توی خود سرگردان بودیم که ناگهان او آمد ...

ایلیا میم رام الله ...

وبرای هر فرد  به شیوه ای شنیدنی !  چرا که آمدنش نقطه عطفی برای آشتی و بازگشت به خداوند  زنده بود . نقطه شروعی که پایانی برایش متصور نیست ...

کلام و نگاه  و رفتارش ذره ذره حضور خدا وند و عشق  الهی را وارد ذهن و قلب و روحمان کرد .

اندیشه ها جلا گرفت چرا که تفکر متعالی را به شاگردان آموخت .  قلبها نرم و منعطف شد زیرا  یاد داد که دوست بدارید ، آن هم بی قید و شرط  ! از او شنیدیم که   " چون آسمانیان دوست  بدارید "

و روح ها مشتاق شد چرا که  دانه های زندگی و حیات متعالی را در روح های شاگردان خود پراکند و با تعلیماتش در حال پرورش این دانه هاست !

 اما اسیران حقیقی خاک ، آنان که با حقیقت و زندگی و عشق الهی

بیگانه اند به زعم خود زندانبان او شدند  زندانبان  او که خود رهاننده از  زندان های  تاریک و ظلمانی بسیاری از اسیران خاک شده ...

اما او و تعلیم زنده اش در محدوده هیچ حصاری حبس نمی گردد و دوستدارانش به پاس  آنچه از او آموختند  وفاداریشان را به او و تعالیمش و خدای زنده ای که حامی و پشتیبان حقیقت است حفظ خواهند کرد و ...

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 آبان1386ساعت   توسط |