![]() |
![]() |
|
|
هوالمحبوب مهمان استثنایی اگر قرار باشد مهمانی را به خانه خود دعوت کنید چه روشی را به کار می گیرید ؟ تلفن ؟ نامه ؟ کارت دعوت رسمی ؟ حضوری ؟ و یا ... آیا به این موضوع توجه گرده اید که نوع دعوت و خواندن ما در پاسخ دعوت شونده بسیار حائز اهمیت است . خودتان را در نظر بگیرید که مورد دعوت قرار گرفته اید . اگر در شیوه دعوت با بی اعتنایی ، اجبار میزبان بر اساس رسم و رسوم ، عدم اشتیاق و خلاصه با سردی و بی مهری میزبان مواجه شوید چه پاسخی به این دعوت می دهید ؟ حال در نظر بگیرد که می خواهید خداوند این عزیزترین مهمان را به خانه وجود خود دعوت کنید چگونه او را می خوانید ؟ تلفن ؟ نامه ؟ حضور ؟ و یا ... درباره خواندن نام خدا که راه دعوت خداوند به خانه وجود است در تعالیم استاد ایلیا با موارد بسیار ظریف و حائز اهمیتی مواجه شدم که بیشتر رعایت ادب در حضور الهی و درک و فهم این حضور است . "خدا را بخوانيد. بخوانيد با زبان، با ذهن و با قلبتان و آنگاه بشنويد آنرا از زبان روحتان. به هنگام خواندن آگاه باشيد كه، چه كسي را ميخوانيد؟ به ياد داشته باشيد كه در حضور كه هستيد؟ خدا را حدّاقل آنگونه بخوانيد كه انساني بيدار، باعظمت، بينا، شنوا و ناطق را ميخوانيد. بسياري از مردم به گونهاي خدا را ميخوانند كه انگار مردهاي را ميخوانند. به گونهاي با خداوند سخن ميگويند كه انگار با فردي كه وجودش خيالي است يا در دوردستها سكونت دارد. در حالي كه خداوندِ زنده و حاضر از خودت به تو نزديكتر است. او، هستي توست... خدا را طوري بخوانيد كه انتظار پاسخش را داشته باشيد و خداوند، خوانندهي خود را حتّي پيش از خوانده شدن، پاسخ ميدهد. امّا از راههاي خودش و با روشهاي خودش نه صرفاً آنطور كه شما تصور ميكنيد. او با علائم و تغييرات، با اتفاقات، با احساسات و انديشهها، با بخششها و گرفتنها (و...) پاسخ ميدهد... به هنگام خواندنِ پروردگار آگاه باشيد كه خداوند از شما جدا نيست و بر اين يگانگي و اتصال ذاتي عميقاً مراقبه كنيد كه راهگشاست... با خنده و گريه، در خواب و بيداري، در سختي و راحتي (...) و حتّي با آهنگ و آواز، خدا را بخوانيد. بگذاريد خداوند زمزمه و زمينهي كلام و نگاه شما باشد. " ادامه دارد ...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 25 دی1386ساعت توسط |
|
|
هوالمحبوب ایلیای حکیم روزی که با او آشنا شدم بی مهابا و بدن ترس ، برایم از خداوندی گفت که عاشق است و معشوق ! ایلیای مهربان این معلم بی نظیر الهی از خداوندی گفت که چشم به راه و منتظر مخلوق خود است و خود برای نزدیک تر شدن انسان و نجات او دست به کار می شود . ایلیای حکیم از خدا گفت و چیزی در قلبم تکان خورد . او از خدا گفت و چیزی در روحم به جنبش درآمد. او از خدا گفت و ذهنم به توهماتی که سالها به تصور خداپرستی درگیر آن بودم واقف شد . سالیانی که گذشت خدا برایم مفهومی جز تقسیم کننده بهشت و جهنم نداشت و البته چقدر سخت گیر بود !! از خداوند می ترسیدم آن هم چه ترسی ! او را تنها نیرویی قهار و تنبیه کننده می دیدم . اما ایلیا ی دوست داشتنی ، به سادگی مرا عاشق خدا کرده بود چون عشق به خدا را می فهمید . از عبادت و سوداگری سالیان گذشته احساس شرم می کردم . خداوند عاشق من بود و من عاشق بهشت او ! او نگران دوری و سرنوشت من بود و من نگران آتش جهنم او ! او مرا دوست داشت و من ناعادلانه او را به سختگیری محکوم می کردم !!! ایلیا آمد و در روزی سرد و زمستانی گرمای حضور خداوند را به قلبم هدیه داد و آتش عشق او را در وجودم شعله ور ساخت ... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 17 دی1386ساعت توسط |
|
|
هوالمحبوب پادشاه خفته در نظر بگیرید که شخصی در حال دیدن کابوسی ناراحت کننده است ترس ، فشار ، تاریکی و عوامل ناخوشایند اورا احاطه کرده . در موقعیت خطرناکی گیر افتاده و چند نفر هم قصد جانش را دارند . و تمام این فشارها و ناراحتی ها در سیمای خفته اش که بی تاب و بیقرار است پیداست اگر بخواهید به چنین شخصی کمک کنید اولین اقدام شما چیست ؟ به نظر می رسد بیدار کردن این فرد عاقلانه ترین حرکتی است که برای کمک به او می توان انجام داد . نیازی نیست به تک تک مسائل او پرداخته شود نیازی نیست برای تاریکی و خطر و فشار ها و دشمنان او در کابوسش به تدابیر مختلف دست بزنیم با بیدار کردن او همه مسائل در یک لحظه حل می شود . در تعالیم استاد ایلیا وضعیت انسان ، به پادشاه در خواب تشبیه شده . پادشاهی که با وجود در اختیار داشتن تمام امکانات پادشاهی در رویای خود با مشکلاتی چون فقر و ضعف و احتیاج و انواع کاستی ها مواجه است و در رویاهای خود به افسردگی و اضطراب و سختی و ضعف دچار می شود و رنج می بیند . هر چند گه گاهی نیز رویاهای شاد کننده می بیند . این یکی از زیباترین تمثیل هایی است که اگر درست فهم شود کلید رفع تمام کابوس های بشر است . به نظر شما مشکل اصلی این پادشاه چیست ؟ مشکل انسان چیست ؟ چگونه انسان به مقام پادشاهی خود واقف شود ؟ و این مقام چگونه مقامی است ؟
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 دی1386ساعت توسط |
|
|
هوالحی خدای زنده معلم مهربان درباره زنده بودن خداوند سخن ها می گفت . آنقدر ساده و صمیمی درباره خدا حرف می زد که تمام وجود شاگرد از عشق لبریز می شد و با حس غریبی یکپارچه خدا را صدا می کرد و خواهان نزدیک شدن و درک حضور الهی بود . شاگرد که تا آن لحظه معنای «حی » را درست نمی فهمید حالا آنقدر مجذوب خدای زنده شده بود که تصوری جز زنده بودن ، دیدن ، شنیدن ، پاسخ دادن خداوند متعال که اینهمه سال از او غافل بود در ذهنش نمی گنجید . او درباره ارتباط پویای خداوند به عنوان عاشق حقیقی با بندگانش می گفت و شاگرد را از نا امیدی چندین ساله به نور امید و شادی و ارتباط عمیق تر با خالق هستی رهنمون می ساخت . استاد ایلیا این معلم مهربان به شاگردان چنین گفته بود که : «خداوند زنده و حاضر را بپرستید زنده ، سخن می گوید ، محبت می کند ، فعال است زندگی می بخشد ، تغییر می دهد و دگرگون می کند زنده ، می بیند می شنود ، می خواهد و اراده می کند آيا خالق و معبود شما زنده است؟... پروردگار تبارك و تعالي هر لحظه با مخلوقات خود سخن ميگويد و از اين طريق آنان را پاك و هدايت ميكند، قدرت و زندگي ميبخشد و محبت و نوازش ميكند... خداوند با (به ظاهر) پستترين و برترين مخلوقات خويش يكسان سخن ميگويد... شنيدن اين كلام سرچشمهي شور و شادي و لذت و آرامش است. اين كلام نيرودهنده و رهاننده است... درِ وحي بسته شد امّا آيا درِ الهامات الهي نيز بسته شد؟!... آنان كه خداوند را چنين زشت و خشن براي انسانها به تصوير كشيدهاند از عشق، تهي گشتهاند و آن كه از عشق خالي باشد، هستي را نميبيند و آنچه ميبيند گمانها و توهمات خودش است... اگر چيزي نميشنويد و نميبينيد نه اينكه نيست و يا نبايد باشد. بلكه اين شماييد كه نميبينيد و نميشنويد. اين نقص شماست نه خداوند... در زندگي به كجا گوش سپردهايد، متوجه كه هستيد، در اشتياق چه به سر ميبريد، به كجا خيره شدهايد، همان صدا را ميشنويد و همان را ميبينيد كه به سويش متوجه و مدام در حركتيد. » چقدر دوست داشتنی است ایلیای مهربان که خدا وند را به حق دوست داشتنی یاد می کند .
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1 دی1386ساعت توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مانا
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|