![]() |
![]() |
|
|
هوالمحبوب حنای بی رنگ اگر شانس این را داشته باشید که در کنار یک اقیانوس زیبا باشید و گاهی نیز به ظرفیت و ضرورت در آن غوطه ور شوید و با تمام وجودتان زیبایی ، عمق ، خنکای آب را تجربه کنید و در مقابل کسانی در مقابلتان قرار گیرند که بخواهند به زور به شما بقبولانند که شما در حال دیدن رویا و توهم و سراب هستید یا مثلا در روز روشن غرق در نورانیت خورشید باشید و او با نورش شما را نوازش کند و عده ای بگویند که شما در شبی تیره و تار گرفتارید چه حسی پیدا می کنید ؟ این درست احساسی است که بسیاری از شاگردان استاد ایلیا با آن روبرو شده اند ! من درباره دیگرانی که به وضوح بعد از دریافت تعالیم استاد ایلیا معترف تغییرات شگرف در زندگی معنوی خود هستند حرف نمی زنم . بلکه از خودم و روح خودم و اعتقادات ایمان و عملکرد خودم حرف می زنم. اگر به قول اداره ضد ادیان همه هزاران نفری که از شاگردان استاد ایلیا در سراسر جهان هستند در توهم و اشتباه اند اما اقیانوسی را که خودم بارها آن را تجربه کرده ام نمی توانم انکار کنم . موضوع بیابان و بازی نور و سایه ها نیست تا بگویم که به سراب نگاه می کنم .پا و دست و سرم در آب حیاتبخشی است که خنکای آن در روح و قلبم تجربه می شود . من زندگی و حیات را با این دریای معرفت تجربه کردم . آب حیاتی که مرا از مرگ روحی و باطنی نجات داد . او از نظر من و بسیاری از دوستدارنش یک انسان استثنایی و بزرگ است که نشانه های فوق العاده ای برای پذیرش او دارم .او را به عنوان فردی بزرگ می شناسم چون خداوند و خواسته های خداوند را در نظرم بزرگ نمود چیزی که قبل از آن در زندگی ام نشانی از آن نداشتم استاد به من و ما آموخت که یک ِ یک ِ زندگی خداست و این دیدگاه را چنان در زندگی ام تثبیت نمود که در رفتار و نوع زندگی و عملکردم تاثیرات بارز و شگرفی داشته است . زندگی بی روح و یکنواخت من تبدیل به کوششی حقیقت گرایانه شد و فهمیدم که می توان در هر شغل و لباسی ابزار دست خداوند بود و در آشکاری حقیقت سهمی داشت . او مرا متوجه روح و درون و باطنم نمود تا اصلی ترین بخش وجودم که به فراموشی سپرده شده بود دوباره به خاطر آمده و در مرکز توجه قرار گیرد . استاد مرا با خداوند آشتی داد خدایی که زنده است . خدایی که دور نیست . نزدیک است می بیند و می شنود و پاسخ می دهد . خدایی که مخصوص لباس و افراد خاصی نیست . او مرا با خدایی زنده و دوست داشتنی و همیشه حاضر آشتی داد . خدایی که بسیاری از افراد مدعی در اداره ضد ادیان سعی می کنند او را در پس افکار خطرناک و ضد دین خود پنهان نمایند و بت های ساخته و پرداخته دستهای شومشان را جایگزین آن نمایند . غافل از اینکه خداوند و حقیقت بزرگتر از آن است که در پس سایه های شوم حضور خفاشان حقیقت گریز قرار گیرد . من استاد را انسانی بزرگ و متعالی می بینم چرا که از او کارهای بزرگ و در جهت تعالی انسانها دیده ام . دوستش دارم و تا آخرین لحظه زندگی و بعد از آن به او وفادارم هر چند هم که معاویون عصر حاضر به شیوه دغل بازی های اجدادی شان هزارن متن و مقاله و فیلم را جایگزین احادیث جعلی نمایند این روزها دوباره اخبار دروغ و نسبت های کذب ابزار دست اداره ضد ادیان شده که با بیان جعلیات قصد فریب افکار عمومی را دارند همان کاری که آنقدر تکرار شده که دیگر از رونق و بازار افتاده ! حنایی که دیگر رنگی ندارد ...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 13 اسفند1386ساعت توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
مانا
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 خرداد 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 |
|
RSS
|