تبليغاتX
سرسپرده حق -

هوالحی

 طبل ناهنجار دروغ

( از هر راهی که بتوانیم ... )

 

معمولاًزمانیکه واژه جنگ را می شنویم ناخودآگاه به یاد ویرانی ، کشتار و خونریزی ، تخریب اماکن و آتش و انواع تسلیحات می افتیم .درطول تاریخ هم میدان جنگ یادآورسپاهیانی مجهز از ابزار تهاجم و دفاع و مرکب های آماده و مردان جنگی و صفوفی روبروی هم می باشداما نوعی جنگ وجود دارد که میدان آن در محدوده ذهن ها و قضاوت ها ست و ابزار آن هم اخبار و رسانه ها و چشم ها و گوش های بسته ای است که پشت ذهن قرار دارند ! منظور جنگ های روانی است که دستمایه بسیاری از مهاجمان پنهان  می باشد .

بسیاری از جنگها ، تقابل ها و ضربه زدن ها که معمولا از سوی نیروهای تهاجم طلب و ذاتا قدرت طلب و فاسد به راه می افتد از جنس  جنگ های روانی ، تقابل های فرهنگی وتخریب شخصیت فرد یا تخریب یک جریان می باشد مصادیق این روش همواره در تاریخ به شکل های مختلف وجود داشته و امروز نیز با نگاهی به روند حاکم بر جوامع می بینیم که غوغای جنگ روانی و تبلیغات منفی با شدت و حدت بیشتری در جریان است .

در جنگ های روانی فرماندهانی پنهان با ابزار حیله و نیرنگ و جعلیات از تمام امکانات و قدرت خود در اجرای نقشه های منفعت طلبانه خود سوء استفاده می کنندوبرای دستیابی به اهداف خود شیوه های مختلفی را طرح ریزی و اجرا می نمایند .که یکی ازاین روشها در جنگ روانی تخریب شخصیت افراد است .

اما چه کسانی و با چه دلایلی در چنین حمله ای مورد هدف قرار می گیرند ؟

زمانیکه حضور و یا فعالیت فرد یا جریانی منطبق بر خواسته ها و منافع و مطامع گروهی از مافیای قدرت نباشد وعموما اگر دلایل موجهی برای مقابله رودررو و مستقیم با آن فرد یا جریان نباشد و یا آن فرد یا جریان در مرکز توجه و تایید افراد قابل توجهیقرار داشته باشند .  از شیوه های جنگ روانی و تخریب شخصیت برای از میان برداشتن آن فرد یا جریان و یا توقف حرکت موجود استفاده می گردد .

چنانچه گلوگاههای خبری که ابزار جنگی مخالفین و مهاجمین است در اختیار مهاجمین قرار گیرد با روشهای مختلف ، علیه فرد مورد نظر در اذهان عمومی ، اقداماتی را به انجام می رسانند.مصادیق این جریانات تخریبی در جوامع مختلف که با اهداف سیاسی ، اجتماعی و اعتقادی و ...به راه افتاده بسیار زیاد است اما مطلبی که در این نوشتار به عنوان مصداق بارز تخریب شخصیت به آن اشاره دارم جریان تخریبی است که از مدتها قبل در جامعه خودمان پایه ریزی و بستر سازی شده ودر چند ماه اخیر شدت گرفته است . ،  جنگ روانی و روند تخریب شخصیت را در این مصداق با شیوه ها و روشهای تخریبی مافیای قدرت انطباق می دهم تا برخی ازروشهای ترور شخصیت را با تکیه به این مصداق که هنوز نیز در مراحلی از همین روند تخریب هستیم مورد بررسی قرار دهم .

در پست های قبل راجع به استاد ایلیا رام الله و نقش و تاثیر ایشان در ایجاد روحیه خداگرایی و معنویت گرایی در زندگی فردی و اجتماعی هزاران تن از شاگردان مطالبی عنوان شد اما این روزها می بینیم که به شدت تحت آماج حملات روانی دشمنان معنویت قرار گرفته اند .

ماجرای تخریب شخصیت استاد ایلیا (پیمان فتاحی )از آنجا آغاز شد که هر روز بر تعداد شاگردان و دوستداران او افزوده می گشت با توجه به مقبولیت و محبوبت و آثار بسیار  سازنده استاد ایلیا در زندگی شاگردان که به این سادگی ها قابل انکار نبود او در نظر مافیای قدرت و نیروهای ضد ادیان، در لیست سیاه  ترور شخصیت قرار گرفت.

شروع ظاهری ماجرا با دستگیری استاد ایلیا با مطرح کردن اتهاماتی بی اساس ، در خرداد ماه 86به صورت ضربتی آغاز شداما از آنجاییکه تروریست های معنوی خود بر رد اتهامات واقف بودند زمینه های ایجاد جنگ روانی را برای دستیابی به اهداف شان فراهم نمودند    همزمان با دستگیری استاد به تدریج  مطالبی در قالب موضوعات عمومی بدون ارتباط دادن جریان تعالیم ایشان در جامعه مطرح شد که عرفان وارداتی و فرقه گرایی از جمله این موضوعات بود بطوریکه اذهان عمومی به سوی این امر کشیده می شد که عرفان وارداتی چه خطراتی دارد و اینکه از وجود آن احساس خطر شود . از طرفی در زمان بازداشت استاد ، بعد از به اثبات نرسیدن اتهامات اولیه ای که به ایشان واردکرده بودند موضوع فرقه گرایی  و بدعت دینی را بدون هیچ ارتباط حقیقی و منطقی به عنوان اتهامات ایشان مطرح کردند تا آنچه در اذهان عمومی به عنوان خطر تعریف شده بود به جریان مرتبط با استاد ایلیا  متصل شود و اقبال عمومی را دراتهام علیه ایشان با خود همراه نمایند .علیرغم اینکه مدارک و شواهد و اسناد معتبرنشان دهنده این است که اتهام فرقه گرایی و فرقه سازی کاملا بی اساس و از پایه تنها تهمتی برای همراه کردن افکار عمومی بود امااز نظر تخریب گران اثرات اثبات بی اساس بودن این اتهام به اندازه جریان تخریبی آن در اذهان موثر نخواهد بود .

مراحل دیگر تخریب شخصیت با رواج دادن شایعات و دروغ ها و تهمت ها به شخص ایشان و بطور موازی به تعالیم ایشان ادامه یافت بطوریکه از طریق پایگاههای وابسته اینترنتی اخبار و مقالات تخریبی علیه استاد و تعالیمشان به جریان افتاد . در این نقد ها آنچه که آشکارا دیده می شود نفی و انکار حقیقت توسط نویسندگان مطالب بود اصل و شالوده تعالیم که لا الله الا  الله  بود ندیده گرفته شد و  بخش هایی از کتاب جریان هدایت الهی که کاملا  مغرضانه و بدون در نظر گرفتن کلام قبل و بعد آن انتخاب شده بود  به بوته نقدی سطح پایین وناآگاهانه گذاشته شد .چنین تحریفی حتی در آیات معتبر الهی نیز ایجاد شبهه می نماید . به عنوان مثال در آیه 4 از سوره ماعون درقرآن آمده فویل للمصلین یعنی وای بر نمازگزاران  ! اگر این آیه به تنهایی خوانده و تفسیر شود چه شبهاتی که ایجاد نمی کند اما در ادامه در آیه 5 همین سوره  آمده  الذین هم عن صلاتهم ساهون  یعنی آنان که در نماز خود سهل انگارند .بنابراین مفهوم کاملا تغییر می نماید.نقادان القاعده معنوی از همین شیوه برای نقدهای بی اساس و پر از اشکال خود استفاده نموده اند . احتمالا اگر قرآن را تفسیر کنند می گویند وای بر نمازگزاران !

روش دیگری که برای تخریب شخصیت بکار گرفته می شود توهین و تحقیر آن شخصیت موثر است بطوریکه شان و منزلت او در میان دوستداران واذهان عمومی خدشه دار گردد . از این روش نیز به شیوه ای عامیانه در برخی از  فضاهای مجازی از جمله وبلاگهای  وابسته به تخریبگران علیه استاد فتاح استفاده شد .

شکستن ساختار ذهنی افراد نسبت به سوژه مورد نظر از دیگر روشهای تخریب شخصیت است که در زمان بازداشت استاد فتاح نیز با پخش خبرهایی دروغ از زندان قصد بر این بود تا ساختار ذهنی افراد را نسبت به ایشان بشکنند .علاوه بر این با وارد کردن اتهامات کلی و بدون توضیح مانند کلاهبردار و شیاد و ...به این روند شدت بخشیدند .سعی در پوشاندن هویت حقیقی فرد مورد نظر و ساختن هویتی جعلی برای او از دیگر اقدامات تخریبی است . با استناد به اخبار معتبر رسیده از این جریان ، تروریست های معنوی که قصدشان جدایی شاگردان از استاد فتاح و توقف روند تعالیم و فعالیت موسسات مرتبط با ایشان و در یک کلام منزوی کردن استاد می باشد به ایشان گفته اند که  از هر راهی که بتوانیم آبرویت را می بریم بنابراین با تفتیش عقاید چندماهه ای که تحت فشارهای روحی از ایشان صورت گرفته و با توجه به اقدامات انجام شده و تهدید اخیر، ادامه اقدامات انها قابل پیش بینی و حدس زنی است . معمولا در روند ترور شخصیت بعد از تضعیف جایگاه فرد در مرحله زندانی کردن و دادگاهی کردن او ، اگر نتوانند اتهامی را به او وارد سازند به سمت جرم سازی و جعل اسناد و ... می روند .بنابراین در ادامه روند تخریب گران ، موضوع جعل اسناد و مدارک قابل پیش بینی است .

 از حقه های رایج در زمینه تهیه فیلم های مونتاژ شده و جعلی اعترافات و تواب سازی نیز نباید غافل بود چرا که این روش ،به دلیل تکرار موارد قبلی در ترور شخصیت از حقه های شناخته شده و سوخته  نیروهای ضد ادیان  می باشد . در این روش با جعل و دستکاری صوت و تصویر،می توان فیلمی مطابق خواسته های خود مونتاژ و یا با حقه گیج کردن مخاطب در زمینه تدوین ماهرانه و حیله گرانه صحبت های ضبط شده و سخنرانی ها و ... فیلمی را در جهت اعترافات آنگونه که خود می خواهند  تنظیم نمایند .

از دیگر روشهای ترور شخصیت تکمیل سناریوی شناخه شده ،با منزوی کردن یا نبعید فرد مورد نظر می باشد که با آزادی مشروط به شرط زندانی بودن بیان و قلم استاد فتاح این روند کامل می شود  .

 ترور شخصیت یکی از روشهای نهادهای قدرت برای بهانه جویی و حذف دیگران از جامعه است که می تواند پیش نیاز ترور فیزیکی باشد . هرچند  ترور شخصیت دست کمی از ترور فیزیکی ندارد چرا که ،  سرمايه بزرگ انسان در زندگى حيثيت و آبرو و شخصیت اوست ,و هرچيز آن را به خطر بيندازد مانند آن است كه جان او را به خطر انداخته باشد, بلكه گاه ترور شخصیت ا ز ترور شخص مهمتر محسوب مى شود, و اينجا است كه گاه گناه آن از قتل نفس نيز سنگينتر است [1]

درست همزمان با دستگیری استاد کتابی تحت عنوان آفتاب و سایه ها تهیه شده و به سرعت مجوز چاپ و نشر گرفت که به نظر می رسد صفحات دیگر کتاب تنها چاشنی و حاشیه سازی برای بیان جعلیات و سخنان دور از حقیقت درباره استاد ایلیا بوده است که در جای خود بخش هایی از این کتاب را مورد نقد قرار می دهم .

در کنار تمام این تلاش های اداره ضد ادیان ضمیمه رایگان یکی از روزنامه ها هم به موضوع فرقه گرایی و انواع مدعیان دروغین اختصاص یافت تا در انبوه اخبار مرتبط با این مدعیان  حقانیت بزرگی پوشانده شود که باز هم نقد این ضمیمه اگر عمری باقی بود در برنامه کاری ام قرار دارد . چون از زمان کودکی با خود رویایی داشتم رویای دفاع همه جانبه از حق و حقانیت . بطوریکه در آرزوی خود هم عصر بابزرگانی بودم که کمابیش به همین شیوه های بیان شده حقانیتشان پوشانده شد و خود را با تمام وجود در دفاع از آن حقانیت می دیدم .و با دیدن سکوت و انفعال دیگران  در دوره های مختلف در مقابل  دروغ ها و ظلم ها دچار شگفتی می شدم .

و امروز با خو دمی گویم  :

بسم الله الرحمن الرحیم  ...

 

 



-برگزیده  تفسیر نمونه ( آیت الله مکارم شیرازی ) [1]

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 اسفند1386ساعت   توسط |